|
ســبـز شــد بازیچه ی اهــل ریـــا ... خیانت سر بازکرد، در ایــــران مـــا دست دردست دشمنان، دوستــان مــا ... گفــتـند: ما هستیم از نســـل آریـــا دشمن توانست با نیرنـــگ و ریــا ... تفـرقه انداخت بین مــردان مـــا ای خــــدا، ســـبز شد بازیچــه اهــل ریـــا.. بـگوای سید ســادات، مهــــدی بیـــا.. مهــــدی بیـــا...
آزادی... چیست؟ ...
آزادی همزاد انسان است. پس انسان فطرتاً آزاد است. خداوند او را آزاد آفريده است و هيچ كس نميتواند اين ويژگی را از او بزدايد. آزادی يك ارزش انسانی است. به همين جهت اعتقاد داريم كه در انسان، آزادی اصالت دارد. چه آزادی عقيده و ... محدود كردن آزادی يك استثناء است كه نيازمند دليل و توجيه عقلانی و وحيانی ميباشد. بنابراين طبيعی است كه بگوئيم تمام اديان آسماني، عهده دار حفظ آزادی انسان بودهاند و در برابر به بردگی كشاندن انسان قاطعانه ايستادگی كردهاند و فرقی ندارد كه اين به بردگی كشيدن جنبه مادی داشته باشد يا معنوی و امثال ذلك. آزادی از نظر اسلام... اسلام نه تنها به عنوان آخرين دين آسمانی نيز از اين قاعده خارج نيست بلكه هميشه بر آزادی انسان تأكيد كرده و آن را تضمين كرده است و در برابر همه انواع سوء استفاده و به بردگی كشاندن انسان ايستادگی نموده است. امام علی (ع) ميفرمايد: «لاتكن عبد غيرك وقد خلقك الله حراً». عمر بن خطاب خليفه دوم نيز كسانی را كه مردم ديگر را به بردگی ميكشاندند مورد خطاب قرار داد و به ايشان گفت: «تا كی مردم را به بردگی ميكشيد در حالی كه مادرانشان ايشان را آزاد به دنيا آوردهاند». آزادی بیان... يكی از انواع آزاديهای مورد نظر اسلام، آزادی بيان است. يعنی انسان بتواند آزادانه انديشهها، اعتقادات، احساسات و عواطف خود را به صورت طبيعی و مرسوم بيان كند. زيرا انسان جامد نيست بلكه موجودی متحرك است و وجود او نياز دارد كه نسبت به پيرامون خود واكنش نشان دهد و مكنونات درونی خود را ابراز نمايد. اسلام – به عنوان يك دين و با صرف نظر از عملكرد بعضی از وابستگان آن – هيچگاه برای ساكت كردن نَفَسها و كشتن روح ابداع و ابتكار در مردم كاری صورت نداده است. از اين رو تاريخ اسلامی ما سرشار از ابداع گران عرصه ادب و هنر و موسيقی است. ميبينيم گروههای بسياری بودند كه با آزادی تمام انديشههای مخالف خود را بيان مينمودند و اسلام هيچگاه آنان را تحت فشار قرار نداد. بلكه عكس آن ديده ميشود. ............ ما چشم به دنيايی دوختهايم كه آزادی بيان هدفمند و مسؤولانه بر آن حاكم باشد و در آن به مقدسات توهين نشود، مجموعههای بشری مورد اهانت قرار نگيرند و با سخنان سياسی واكنشی كه تحت عنوان آزادی بيان، ايراد ميشوند، كشور دچار نابسامانی نشود. آنهم در شرايطی كه چيزی از مبانی و اصول آزادی باقی نمانده است. از اين رو از طرفهای گفتگو در لبنان ميخواهيم – از طريق گفتگوهای مستقيم – وارد دورههای تمرينی و آموزشی شوند و مصلحت عمومی كشور و مردم را در نظر بگيرند فقط به فكر دغدغههای فردی و گروهی خود نباشند. بايد بدانند كه آزادی مسؤولانه به صورت بيان ايدههای بيگانگان و ارائه راهحلهای داخلی مطابق با اهداف دولتهای قيّم مآب تجسّم پيدا نميكند. همگی بايد تلاش كنند كه كشور را طبق يك تفاهم داخلی بسازند. تفاهمی كه مصالح عليای كشور را مد نظر دارد و نقش اساس لبنان را در مسائل منطقه و جهان انكار نمينمايد.
***...صیاد...***
چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم... ای تحفه نگارم از دوری صیاد دگر تاب ندارم ... رفت از قرارم چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم.... تا دام در آغوش نگیرم نگرانم ***** از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی.... بر دل بنشانی چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی ... وای از شب تارم در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم... از دیده رهه کوی تو با عشق بشویم ** با حال مزارم... با حال مزارم** ****** بر خیز که داغ از من بیچاره ستانی... بنشین که شرر بر دل تنگم بنشانی تا آن لب شیرین به سخن بازگشایی ... خوش جلوه نمایی ای برده امان از دل عشاق کجایی ... تا سجده گزارم.. تا سجده گزارم ***** گر بوی تو را باد به منزل برساند... جانم برهاند.. ور لحظه وجودم اثری هیچ نماند .... جز گرد و غبارم.. جز گرد و غبارم
زمانی که شیپور جنـگ بصدا در آید.. مرد از نامرد شناخته می شود.. پس ای شیپورها بنوازید..(شهید چمران)
شب عاشقي را رقم ميزدند... همانا که برزمين قدم ميزدند.....
چون که آدم بر زمین بنیاد شد ....... پیشه ی او از ازل صیاد شد صید آدم.. عشق و تاوان بندگی ........ عشق تدریجی و.. قانون زندگی
در سال 61 قبل از عملیات والفجر مقدماتی:
... واما آنان که مانده اند ، دعا کنید خداوند شهادت را نصیب شما کند در غیر اینصورت زمانی فرا می رسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان امروز سه دسته می شوند : 1- دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند. 2- دسته ای راه بی تفاوتی بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند. 3- دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد. پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی پس از جنگ در امان باشید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد... و جزء دسته سوم... ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود. روحش شاد
کربلا لبریز عطر یاس شد ... نوبت جانبازی عباس شد بازوان مرگ را بی تاب کرد ... تیغهای تشنه را سیراب کرد تاکنون عباس ها رادیده ای ؟ ... بوسه ای ازدست آنهاچیده ای ؟ بنگراین مستان آتش خورده را ... بازوان تیروترکش خورده را..
|
|